تبليغاتX
ماه جاوید



هستم

هستم زیر سایه یاس و مـریـم

همین نزدیکیها هستم

هستم و از دور نگاهت می کنم

ولی تو حواست نیست ، هستم

هستم و در این حوالی روزهایم را می بویم

مهم نیست که تو حواست هست یا نه ولی من ، هستم

 

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 16:7 توسط سالار |



 خبر مرگ

 
گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید !

خبر مرگ مرا از کسی میشنوی

روی تو را کاشکی میدیدم

شانه بالا زدنت را بی قید

و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر را که عجب

عاقبت مرد

افسوس

کاشکی می دیدم.......

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:52 توسط سالار |



  من و تو کم بودیم ...

گفتنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم

خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم

گفتنی ها کم نیست ، من و تو کم گفتیم

مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم

دیدنی ها کم نیست ، من و تو کم دیدیم

بی سبب از ژائیز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم

چیدنی ها کم نیست ، من و تو کم چیدیم

وقت گل دادن عشق روی دارقالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم

خواندنی ها کم نیست ، من و تو کم خواندیم

من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته واماندیم

من و تو کم بودیم ، من و تو اما در میدانها اینک اندازه ما می خوانیم .

ما به اندازه ما می بینیم ، ما به اندازه ما می چینیم

ما به اندازه ما می گوییم ، ما به اندازه ما می روئیم

من و تو کم نه ، که باید شب بی رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم

من و تو کم نه و درهم نه ، که می باید با هم باشیم !!!

من و تو حق داریم در شب این جنبش ، نبض آدم باشیم

من و تو حق داریم که به اندازه ما هم شده با هم باشیم !!

گفتنی ها کم نیست ...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 22:54 توسط سالار |



  

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 22:53 توسط سالار |



 

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 15:29 توسط سالار |



 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 12:12 توسط سالار |




>>

Copyright SAFIIR 2001-2007